در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل،با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل
در سینه جوشم همچو مل 1
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه ای،تا برگزینم پیشه ای
آنگه به یک پیمانه می،اندیشه را باطل کنم
غرق تمنای توام،موجی ز دریای توام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
از گل شنیدم بوی او،مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او،در کوی جان منزل کنم
1. مل=شراب